تعطیلات نوروز 1393
امیر دلم امیر علی قشنگم
باز هم با تاخیر طولانی آمدم ، تعطیلات عید هم مثل سالهای گذشته مثل برق و باد سپری شد و تونستیم در کنار هم لذت با هم بودن را تجربه کنیم .اولین روز کاری به سختی از هم جدا شدیم و من تا یک هفته حسرت روزهای با هم بودن را داشتم .سه شنبه ٥/١/٩٣ به همراه مامان جون راهی یزد شدیم و چند روزی را با مادر بودیم .بعد راهی شیراز شدیم و بابایی که تا به حال شیراز را ندیده بود بسیار بسیار لذت برد .٣روز را در شیراز به گشت گذار گذروندیم و بعد راهی اصفهان شدیم .تا دوشنبه ١١/١/٩٣ در مسافرت بودیم و به شما دوتا خیلی خیلی خوش گذشت (البته به غیر از دعواهای شما با دایی عرفان توی ماشین که منو ومامان حرص میخوردیم)بعد از برگشت هم به ادامه دید و بازدیدهای عید گذشت و مانند ساهای پیش منو بابا حسرت تموم شدنشو خوردیم . امسال روز سیزده به همراه عموها و عمه ها به باغ عمو جعفر رفتیم و بیشتر از همه به شماها خوش گذشت .اونجا کلی خاک بازی و خونه سازی کردید .عمو علی هم تصمیم گرفت شماها ر وبه عنوان کارگر ساختمون به محل کارش ببره تا این همه استعداد بیهوده هدر نره 


تعطیلات نوروز 1393
